ابراهیم سینمای ایران

بسم الله
سلام آقا ابراهیم...
شاید آن روز که نامت ابراهیم شد، می دانستند روزی باید جلوی بت های وسوسه و غرور و خودبینی بایستی.
و تبر را برداری، بت ها بشکنی و آن را روی شانه بت بزرگ بگذاری.
توفیق نبود که فیلم آخرت «به وقت شام» را ببینم. اما با بادیگارد، فهمیدم دفاع از نظام چه معنایی دارد، منتظرم زودتر پرده نقره ای، افتخار میزبانی ساخته جدیدت را پیدا کنند.
*
وقتی حرف های آن مثلا منتقد را شنیدم، دلم می خواست کاش آن فرد، فقط یک ساعت، در درگیری های داعش بود، تا بفهمد، معنای تخیل و واقعیت چیست! مرز مجاز و حقیقت کجاست، مفهوم ذهن و عینیت چه فرقی دارد. کاش لحظه ای می توانست از دنیای فیلم بیرون بیاید، ببیند، و باور کند آنچه که در دنیا اتفاق می افتد، خیال و وهم و تخیل و ذهنیت نیست.
*
فقط
آقا ابراهیم
سرباز نظام بمان... گاهی سعی می کنم فکر کنم کارگردان بعضی از فیلم هایت، تو نیستی. من هنوز با منطقِ سربازِنظام بودن، ارتفاع‌پست، موج مرده، به نام پدر، دعوت و گزارش یک جشن را درک نکرده‌ام.

برای نظام بساز که ما کارگردان وابسته به نظام، کم داریم.


منبع این نوشته : منبع
نظام ,فیلم ,ابراهیم